تبلیغات
معجزات حضرت علی علیه السلام فضائل اهل بیت ومذهبی احادیث طب سنتی نجوم حكایت باه احادیث پزشكی حكایت معجزات حضرت علی علیه السلام علوم قدیمی - علی وارث رسول خدا

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

یکشنبه 9 مرداد 1390-09:24 ق.ظ



علی وارث رسول خدا

کافی

 ازابان حضرت امام صادق علیه السلام  فرمودند وقتی زمان وفات رسول خدا نزدیک شد عباس بن عبد المطلب  وامیرالمومنین  را خواستند و به عباس گفتند ای عموی محمد صل الله علیه وآله وسلم ارث محمد را بگیر وقرض او را ادا کن و به وعده های اوعمل کن پس اوقبول نکرد وگفت ای رسول خدا من پیرمردی باعایله زیاد وکمی مال هستم که طاقت آن را ندارد وتومطلب را به من رساندی واتمام حجت کردی پس رسول خدا لحظاتی ساکت شد ودوباره فرمودند ای عباس آیا ارث محمد را میگیری و وعده هایش را انجام میدهی وقرضش را ادا میکنی گفت پدر و مادرم به فدایت پیرمردی باعایله زیاد وکمی مال هستم که طاقت آن را ندارد وتومطلب را به من رساندی واتمام حجت کردی رسول خدا فرمودند اما همانا من عطا میکنم آن را به کسی که آن را بگیرد وبه صورت شایسته (انجام دهد سپس فرمود ای علی علیه السلام ای برادر محمد آیا وعده های محمد راعمل میکنی وقرضش را می پردازی و ارثش را می گیری علیفرمود بله پدرم ومادرم به فدایت وآن (اول ) ولایت علی است وفرمود پس به سوی علی نگاه میکردند رسول خدا تا اینکه انگشترشان را ازانگشت بیرون آوردند وفرمودند این انگشتر را در دست کن درزمان حیات من وحضرت امام صادق فرمودند پس نگاه میکرد به سوی انگشترهنگامی که درانگشتش قرارمی داد پس آرزوی داشتم ازهمه آنچه رسول خدا ازخود گذاشت انگشتر را سپس صدا زدند ای بلال بیاور برایم زره و زیر کلاه خود و زره (بدن)وپرچم ولباس و ذوالفقار و سحاب (عمامه ) وعبای پشمی و ابریق (آفتابه) و قضیب (کمان) حضرت فرمود پس به خدا سوگند ندیده بودم قبل ازاین آن را یعنی آفتابه را پس آورد آن را که برق می زد ونزدیک بود که چشم ها را بزند(ازشدت براقی ) وهمانا آن ازآفتابه های بهشت بود پس فرمود ای علی همانا جبرئیل این (کاغذی) را برایم آورد وگفت ای محمد قراربده این را درحلقه ذره وحمل کن آن را درمحل کمربندت سپس یک جفت کفش عربی را خواست که یکی وصله داربود ودیگری وصله نداشت و دو پیراهن یکی پیراهنی که درشب معراج با آن عروج کرده بود وپیراهنی که روز احد به آن به جنگ رفت وقلسون که سه عدد بود یکی برای سفر بود ویکی برای عیدها بود ویکی را می پوشید و درمیان اصحاب مینشست سپس فرمود ای بلال بیاور دوحیوان من را شهبا و دلدل را و دو شترمن غضبا و قصوا را و دواسب یکی جناح که در درب مسجد متوقف بود برای کارهای رسول خدا که چون مردی را برای کاری می فرستاد برآن سوارمیشد وبرای کارهای رسول می رفت واسب دیگرحیزوم وآن بود که رسول خدا می فرمود پیش بیا ای حیزوم وخری که عفیر نام داشت پس حضرت فرمود اینها را درزمان حیاتم بگیرپس امیرفرمود همانا اول چیزی ازاین حیوانات که مردعفیربود درساعتی که رسول خدا ازدنیا رفت افسارش را پاره کرد وتاخت تا به چاه بنی حطمه رسید درقبا وخودش را درآن انداخت وهمان جا قبرش شد

 




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -


Can you get an operation to make you taller?
شنبه 4 شهریور 1396 12:17 ب.ظ
Hi, for all time i used to check blog posts here
in the early hours in the morning, as i love to find out more
and more.
http://calvin2morris46.jimdo.com/2016/02/28/remedy-leg-length-discrepancy-with-shoe-lifts/
شنبه 14 مرداد 1396 08:51 ق.ظ
Very rapidly this web site will be famous amid all
blogging users, due to it's nice articles or reviews
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر